تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
و منتظر حياتىاند و ممكن است كه همه را زندگى دهد اللّه چنانك در و ديوار بهشت را داده است اكنون من از اللّه هماره طالب آن حياتها مىباشم و آن هوش و ادراكات را منتظر مىباشم و اللّه اعلم .

فصل 66

أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ
« 3 » يعنى ويل مر قاسيه قلوب راست كه خبر ندارند از دولت انشراح صدر ، اين همه نوحهء جهان از بهر مال و فرزندان كه مىكنند همه نصيب قاسيه قلوبست از نور ، و شرح صدر آنست كه اندكى چو از آن شرح صدر مر سحرهء فرعون را بديد كرد دست و پاى « 1 » درباختند چو بر جرجيس افتاد مرقّعه وجود را بدست خرق بازداد چو بر زكريّا عليه السّلام افتاد به دو نيمه شدن در ميان درخت روا داشت چو اندكى يحيى را عليه السلام كشف شد از نرگسانش آب چكان بود و سر درين راه غلطان داشت و شمّهء مر موسى را عليه السلام پديد آمد خود را در دريا انداختن گرفت مر ابراهيم را چو روى نمود از آتش مفرش ساخت بر خضر و الياس چو پيدا شد در جهان بىقرار شدند چو بر ايّوب افتاد چندان رنج بر خود نهاد و تن خود را ميزبانى كرمان ساخت ، مريدان درين كلمات بىهوش شدند كه آيا عاقبت ما عجب چون شود « 2 » يعنى عقلست كه عاقبت‌بين است و صابرست و صبر كردن و عاقبت‌بينى و باركشى كار مردانست نه آن زن كه نفس زنست پس زن بايد كه زيردست باشد زيرا كه خانهء زير زبر باشد يعنى زن اكنون درختى كه در پردهء غيب است چون در تحرّك مىآرند مىشكند و شكوفه‌هاى او عقل و تمييز است و قدرتست كه در جويبار كالبدت روان مىشود و مىفزايد
وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا
« 4 » يعنى چند در خارستان مىباشيد شنوده‌ايم كه هندوان خود را در آتش اندازند شما نيز چون هندوان خود را چند در آتش حرص و تدبير جهان مىاندازيد و اين را
هامش
( 3 ) قرآن كريم ، سورهء 39 آيهء 22 . ( 1 ) - د : دست و پاى را . ( 2 ) - اصل : چون عجب بود . ( 4 ) سورهء 39 ، آيهء 73 .