عشقها در عجايبى باشد و همه زندگيها در عجايبى تو است و اللّه اعلم .
فصل 63
قال النّبىّ عليه السّلام ترك ذرّة ممّا نهى اللّه خير من عبادة الثّقلين ، عمرى كه تنهء او باجتناب از منهىّ و اقامت فرائض برآيد تنهء آن درخت استوار باشد و اگر اجتناب از مناهى نباشد فرائض و تطوّعات و تسبيحهاش همچون درخت كدو باشد كه زود بر شاخ بر دود و سبز نمايد و لكن به اندك باد وسوسه خشك شود .
او معناه خير من عبادة الثقلين ، آنكه پريان و آدميان مر يكديگر را خدمت كنند ايشان را آن سعادت و آن مصلحت حاصل نشود كه در ترك منهيّات شود
الْحَيُّ الْقَيُّومُ
« 1 » يعنى كه حياة هر حالتى بقا ندارد تحيت زندگانى دادن اللّه است .
اكنون در عالم حيات درآيم و نظر كنم كه چند نوع حيات داده است و در ماهيّت حياة نظر كنم كه چگونه است و آن معلوم نمىشود مگر بمثال و صور ، مردم در آن خيره مىبمانند چنانك ذات اللّه بمثال صفات و محدثات وقوف مىدهد سراير را و صور خيالات ادراكات خوش و ناخوش از حساب حيات نيست .
لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى
« 2 » و صور حيات يكى است و سبزها و عشقها و تازگيها و آبهاى خوش و تفاوت حالاتشان و تازگى اجزاى آدمى و حور بهشت در هر نوعى ازينها كه نظر كنم مىبينم كه حيات بر حيات است لا الى نهايه و در هر اجزاى خود قبول آن حياتها را تصوّر مىكنم و مىگويم كه اى روح از حيات خود به حيات اللّه رو و بهر كدام نوع مثال كه اللّه حياتت را اشارت كند بدان نوع مشغول مىشو و عمر را بدين مىگذار و در دقايق آن نظر مىكن و خوش مىباش و اللّه اعلم .
فصل 64
ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ
« 3 » يعنى هر ريزهء شما را در هوا و در هامون « 4 » گور دهند همچنانك در زمين مردهء باشد و زمين هموار شده باشد و تو ندانى كه گور كجاست
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 2 ، آيهء 255 .
( 2 ) سورهء 20 ، آيهء 74 .
( 3 ) سورهء 80 ، آيهء 21 .
( 4 ) - د : هامان .