و عمل صالح است بجوارح از نماز و زكات و روزه و كسب حلال اكنون جمله خلق خبر دارند كه معتقد را خط و پرگارى و نقطهء باشد كه بدان كژ را از راست بداند به راستى بازرود آخر چند كسى كه خبر مىدهند از وجود بغداد كه بغدادى هست تو آن را استوار مىدارى و به شك نمىتوانى بود چند ملل خبر دادند كه پرگارى است كه كژى را بدان شناسند اين را چگونه است كه نمىدارى اگر تو گويى كه من خود را مسلمان مىدانم گوييم اين تجديد عهد و ايمان باشد و ايمان بس بزرگ آبست و بىپاياب است و ليكن اين خاشاك وسواسها و پوست كالها و چرم پارهها و تخته و بوريا پارههاى غفلت و معصيت چندانى جمع مىشود [ كه ] نزديك است تا اين آب روشن ايمان را نبينى تو همچون ناودانى و ايمان در تو آب ناودان است كه مىرود تا در آن جهان آبادانيها كند براى تو و ازين آب ايمان بوى خوش مشكين مىآيد و بوى گل مىآيد و اين مصلح باشيدن اهل ايمان و سلامت باشيدن اهل ايمان از غفلت و معصيت بوى آن آب ايمانست اكنون گاهگاهى دست بازمىزن و باز مىكاو تا اين خاشاك را از روى آب ايمان باز مىافكنى و چهرهء ايمان را مىبينى تجديد عهد ايمان چنين باشد هرچند تو سنگ را بميتين مىكاوى و گل و غير بژنك پاك مىكنى ولى خاصيت آب از بالا به نشيب رفتن است و آن تقاضا مىكند كه هرچند پاك كنى از زير و تك آن فرودتر رود امّا به بركت آن مجاهده ما آن آب برآريم و بر آن روى ظاهر گردانيم تا از وى طهارتى مىكنى و به زمين زارى مىفرستى
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ
« 1 » و اگر اهمال و غفلت ورزى آن آب فرورود و برنيايد و خاشاك بگيرد پس كژى را به راست توانى دانستن
وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ
« 2 » اكنون روح و عقل نهانست و آن جهان نهانست و كالبد متغافل و اين جهان عيانست چون اين جهان باطل ظاهرست و هر تنى منقسم است و كالبد غافلست و عقل و روح با آگهى است هرك را عقل و روح زياده
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 67 ، آيهء 30 .
( 2 ) سورهء 4 ، آيهء 18 .