مرغِ همّت را به معنى بال دِه * عقل را دِل بخش و جان را حال دِه
پيش از آن كز حُقّه بر گيرند سر * مرغِ رَه گَرد و بر آور بال و پر
يا نه ، بال و پر بسوز و خويش هم * تا تو باشى از همه در پيش هم .
ديگرى گفتش كه انصاف و وفا * چون بود در حضرتِ آن پادشا ؟
حق تعالى داد انصافم بسى * بى وفايى هم نكردم با كسى
در كسى چون جمع آمد اين صفت * رتبتِ او چون بود در معرفت ؟
گفت انصاف است سلطانِ نجات * هر كه منصف شد برست از تُرّهات
از تو گر انصاف آيد در وجود * بِه ز عمرى در ركوع و در سجود
خود فتوّت نيست در هر دو جهان * برتر از انصاف دادن در نهان
وان كه او انصاف بدهد آشكار * از ريا كم خالى افتد ، ياد دار