تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 899

مساهمون:

ص٨٩٩
راست كرده بر سر علم لشكر و غيره مىنهند ( آ ) منثور ( ص 767 س 14 ) ع . در ناسفته و بمعنى متفرق و پراكنده و كلامى كه منظوم نباشد . مور ليلة الظلما ( ص 723 س 22 ) اشاره بدين حديث است : يعرف دبيب النملة السوداء على الصخرة الصماء فى الليلة الظلما . و شبيه به اين مضمون را فردوسى در صفت رخش گفته است :
پى مورچه بر پلاس سياه * بديدى بشب از سه فرسنگ راه
من يزيد ( ص 805 س 1 ) مزايده موت احمر ( ص 803 س 13 ) ع . موت سخت « و در لطائف اللغات مىآرد كه موت بر چهار قسم است و هر كدام رنگى دارد يكى موت احمر و آن شدت قتل بود بسيف و غيره چنان كه به خون غرق شده باشد اما ارباب تحقيق نوعى ديگر قرار داده‌اند و گفته‌اند بايد كه سالك بر خود چهار موت قرار دهد موت ابيض و آن گرسنگى است و موت اسود كه آن صبر است بر ايذاى مردم و موت احمر كه آن مخالفت با نفس است . . . ( نقل از كشاف اصطلاحات الفنون تهانوى ص 1337 چاپ كلكته ) موسيچه ( ص 797 س 13 ) مرغيست شبيه به فاخته . امامى هروى گفته :
سرو در حالتست از آنكه نواخت * صوت موسيچه ساز موسيقار
موسيقار ( ص 797 س 14 ) يك نوع سازى است كه از نىهاى بزرگ و كوچك ترتيب داده‌اند و شبانان مىنوازند و نام پرنده‌ايست كه در منقار آن سوراخهاى بسيار است و از آن سوراخها آوازهاى گوناگون برمىآيد ( ف . ن ) مه چو در خرچنگ آيد جامه دوزى فال را ( ص 750 س 15 ) اشاره است به اينكه وقتى ماه در برج سرطان قرار گيرد جامه‌دوزى را به فال نيك گيرند . مه ده ( ص 94 س 2 ) بزرگ ده . دهخدا . مهل ( ص 788 س 4 ) و مهلت بمعنى درنگ و فرصت .
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 899 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى