نعت ( ص 767 س 14 )
ع . صفت كردن و مطلق ستايش و ثنا
نفخت فيه من روحى ( ص 346 س 4 )
اشاره است به آيه 29 سورة الحجر :
فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ . . .
نفخ صور ( ص 753 س 14 )
نفخ بمعنى در دميدن و باد و صور بمعنى شاخ حيوان كه آن را مىنوازند نفخ صور آنچه اسرافيل روز محشر خواهد دميد .
نفر بر نفر ( ص 747 س 4 )
بفتحتين . مردم و گروه مردم نفر بر نفر يعنى دسته دسته و پشت سر هم و گروه گروه .
نور على نور كه لم تمسسه نار ( ص 774 س 13 )
اشاره است به آيه 35 سورة النور :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . .
نوند ( ص 757 س 10 )
بر وزن سمند . ف . يعنى اسب تندرو و سوار تندرو كه به چاپارى و سرعت به جايى فرستند .
حكيم فردوسى گفته :
نوندى بيامد ز هر سو دوان * بآگاه كردن بر پهلوان
نهمار ( ص 790 س 14 )
بالفتح . مشكل و بزرگ و عظيم و بسيار
كمال اسماعيل گفته :
مرا بكام دل دشمنان مكن تكليف * كه از تحمل آن بار عاجزم نهمار
نيزه بالا ( ص 152 س 10 )
ف . مقدار يك نيزه در بلندى ( آ )
نيزه گردان ( ص 152 س 9 )
خون نيزه گردان نيست يعنى حركت و گردش ندارد نظير نيزه دوانيدن
اميرخسرو گفته :
بين شهاب فلك و نيزه دوانيدن او * كه شد اندر شب تار از مه نو حلقه رباى
( بهار عجم )
نيل بركش چشم بد را ( ص 774 س 15 )
نيل سپند سوخته را نيز گويند كه بر پيشانى و بناگوش طفلان مالند براى دفع چشمزخم و با لفظ زدن و كردن و كشيدن مستعمل است .