جوهرى بيمار عرضى مىتوانى به شدن * سبزى گر از زمرد در مزور مىكنى ( آ )
مشكات ( ص 774 س 12 )
چراغدان و طاقى فراخ كه در آن چراغ و قنديل گذارند
مصقله ( ص 702 س 1 )
بكسر اول و فتح ثالث . ع . آلت زدودن .
مطار ( ص 230 س 20 )
اسم مكان از طيران بمعنى فضا و آسمان .
معادات ( ص 472 س 7 )
ع . با يكديگر عداوت كردن و با كسى دشمنى كردن .
معاذ جبل ( ص 726 س 12 )
« معاذ بن جبل انصارى از قبيلهء خزرج بود در جنگ بدر و احد در خدمت رسول خدا حضور داشت در حديث انس بن مالك است از رسول اللّه ( ص ) كه : اعلمهم بالحلال و الحرام و معاذ بن جبل
جمع كثيرى از صحابه از او روايت دارند و او در طاعون سال 17 يا 18 هجرى درگذشت . ( از اسد الغابه )
( رجوع شود به حلية الاولياء جلد 1 ص 228 ببعد )
مقامرخانه ( ص 136 س 8 )
ف . جايى كه آنجا قماربازند .
ملاحى ( ص 486 س 11 )
بالفتح و كسر حا . ع . قسمى انگور خوب كه سپيد باشد .
ملحفه ( ص 820 س 11 )
ع . چادر و ملافه و هر آنچه چيزى را بپوشاند و بر آن احاطه كند ( ف . ن )
ممر ( ص 773 س 4 )
ع . گذشتن و جاى گذشتن و راه گذشتن و گذرگاه .
من و سلوى ( ص 2 س 4 )
من ، شيرهء گياهى است نزديك به ترنجبين و سلوى نام مرغى است و اين دو را خداوند بر قوم بنى اسرائيل فرستاد .
اشاره است به آيه 54 سورة البقرة :
وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ . . .
منجوق ( ص 851 س 9 )
بفتح اول و ضم ثالث . ع . ماهچهء علم و چتر و آن چيزى باشد از زر و سيم و غيره