تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 898

مساهمون:

ص٨٩٨
جوهرى بيمار عرضى مىتوانى به شدن * سبزى گر از زمرد در مزور مىكنى ( آ )
مشكات ( ص 774 س 12 ) چراغدان و طاقى فراخ كه در آن چراغ و قنديل گذارند مصقله ( ص 702 س 1 ) بكسر اول و فتح ثالث . ع . آلت زدودن . مطار ( ص 230 س 20 ) اسم مكان از طيران بمعنى فضا و آسمان . معادات ( ص 472 س 7 ) ع . با يكديگر عداوت كردن و با كسى دشمنى كردن . معاذ جبل ( ص 726 س 12 ) « معاذ بن جبل انصارى از قبيلهء خزرج بود در جنگ بدر و احد در خدمت رسول خدا حضور داشت در حديث انس بن مالك است از رسول اللّه ( ص ) كه : اعلمهم بالحلال و الحرام و معاذ بن جبل جمع كثيرى از صحابه از او روايت دارند و او در طاعون سال 17 يا 18 هجرى درگذشت . ( از اسد الغابه ) ( رجوع شود به حلية الاولياء جلد 1 ص 228 ببعد ) مقامرخانه ( ص 136 س 8 ) ف . جايى كه آنجا قماربازند . ملاحى ( ص 486 س 11 ) بالفتح و كسر حا . ع . قسمى انگور خوب كه سپيد باشد . ملحفه ( ص 820 س 11 ) ع . چادر و ملافه و هر آنچه چيزى را بپوشاند و بر آن احاطه كند ( ف . ن ) ممر ( ص 773 س 4 ) ع . گذشتن و جاى گذشتن و راه گذشتن و گذرگاه . من و سلوى ( ص 2 س 4 ) من ، شيرهء گياهى است نزديك به ترنجبين و سلوى نام مرغى است و اين دو را خداوند بر قوم بنى اسرائيل فرستاد . اشاره است به آيه 54 سورة البقرة :
وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ . . .
منجوق ( ص 851 س 9 ) بفتح اول و ضم ثالث . ع . ماهچهء علم و چتر و آن چيزى باشد از زر و سيم و غيره