مجره ( ص 802 س 17 )
آسمان و راه كهكشان ( آ )
مخرج المرعى ( ص 729 س 10 )
اشاره است به آيه 4 سورة الاعلى :
وَ الَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعى . . .
مخرقه ( ص 359 س 11 )
بفتح اول و چهارم خرقه مخرقه يعنى خرقه كذب و دروغ
مخلب ( ص 19 س 6 )
ع . چنگال
مراغه ( ص 587 س 14 )
غلتيدن
مير خسرو گفته :
معاشران را بىدور باده مست كند * مراغه كردن خوبان به سايههاى چنار
مرائيانه ( ص 359 س 11 )
مرائى بالضم و كسر همزه . رياكننده و خودنما
مرقع ( ص 505 س 3 )
خرقه و دلق درويشان كه رقعه رقعه و پاره پاره با هم جمع كرده باشند .
مروحه ( ص 330 س 7 )
بكسر اول و فتح ثالث و رابع . ع . بادزن اين صيغه اسم آلت است از روح بمعنى نسيم .
كمال اسماعيل گويد :
باد بىيارى زلفت نزند * صبحدم مروحه بر گلزارى
مزابل ( ص 359 س 15 )
ع . جمع مزبله بمعنى سرگين جاى
مزعفر ( ص 396 س 12 )
بضم اول و فتح ثانى . ع . زعفرانى و زرد رنگ
مزورى ( ص 800 س 5 )
بكسر واو . مكار و فريبنده و دروغگوى
مزورم ( ص 800 س 6 )
مزور بر وزن منور . ع آنچه از قسم غذا براى تسلى بيمار پزند و طعام نرم كه مريض را دهند .
ملا طغرا گفته :