تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 902

مساهمون:

ص٩٠٢
مير خسرو گويد :
برنگ و بو چو بياراست بوستان خود را * بگوشهاى گلستان بنفشه نيل كشيد
درويش واله هروى گفته :
در جبههء كعبه كعبه آرا * نيلى زده دفع چشم بد را
نيل چشم‌زخم داغ سياه كه براى دفع چشم‌زخم بر چهره گذارند . مير حسن دهلوى گويد :
گفتى كه نيل كرده‌ام از بهر چشم زخم * آن نيل چشم زخم كند مر ترا مكن
وان در در مدينهء علمست مجتبا ( ص 705 س 9 ) اشاره است بدين حديث : انا مدينة العلم و عليّ بابها فمن اراد العلم فليأت الباب ( جامع صغير ج 1 ص 107 كنوز الحقائق ص 38 ) مولوى فرمايد :
چون تو بابى آن مدينهء علم را * چون شعاعى آفتاب حلم را
( نقل از احاديث مثنوى ) وان هزاران خلق كز داود مرد ( ص 264 س 4 ) « قوله تعالى :
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً . . .
( سوره بقره آيه 251 ) داود از بنى اسرائيل و از فرزندان يهودا بود . . . » ( نقل از قصص الانبياء ) « او را زبور كرامت كرد . . . و هر كه كافر بود هرگاه آواز او را مىشنيد در حال جان مىداد . . . » ( نقل از جويرى ص 175 ) و بال ( ص 775 س 14 ) سختى و دشوارى و گرانى و عذاب . ميرمعزى گويد :
هر كه با تيغ جهانگيرش نمايد سركشى * گر بماند زنده با او جان و تن باشد و بال
وثاق ( ص 411 س 19 ) خانه وشاق ( ص 20 س 10 ) خادم و غلام هاتين ( ص 842 س 4 ) اشاره بدين روايت است كه :
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 902 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى