تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 900

مساهمون:

ص٩٠٠
مهيمنا ( ص 812 س 11 ) بضم اول و فتح ثانى و كسر ميم ثانى . ع . آنكه ايمن كند ديگرى را از خوف و يكى از اسماء الهى است و بمعنى مهربان نيز هست . ميقات ( ص 12 س 3 ) وعده‌گاه ميل دركش ( ص 544 س 17 ) ميل در چشم كشيدن و ميل در نظر كشيدن كنايه از نابينا گردانيدن ( بهار عجم ) ميتين ( ص 546 س 6 ) ميلى است آهنين كه سنگ تراشان بدان سنگ تراشند و بشكافند و بكنند و بكسر ثالث است نه بفتح . چنان كه فرخى گويد :
چندانكه به شمشير تو بدخواه فكندى * فرهاد كمر كه نفكندست بميتين
ناكست ( ص 289 س 19 ) ناك . ف . عنبر و مشك و مانند آن كه مغشوش باشد و غشى كه در مشك و خوشبوهاى ديگر كنند . نباش ( ص 348 س 17 ) ع . گوركن و كنايه از كفن دزد . ندب ( ص 200 س 11 ) بر وزن ادب داو كشيدن بر هفت باشد در بازى نرد . ( رجوع شود به آنچه در ذيل كلمه داو آمده است ) نژند ( ص 42 س 12 ) اندوهگين و غمناك . نصوح ( ص 115 س 12 ) صاف و خالص و توبهء استوار كه باز گناه هرگز نكند . نطاق ( ص 20 س 9 ) بالكسر . ع . ميان بند مردان . خواجه جمال الدين سلمان گفته :
خجسته باد ترا تاج و تخت سلطانى * به بندگيت سلاطين و ملك بسته نطاق
نطع ( ص 510 س 19 ) فرش و گستردنى چون نطع شطرنج و با لفظ انداختن و گستردن مستعمل است . امير خسرو گفته :
بساط دليران كه بىرنج نيست * ببازى كم از نطع شطرنج نيست