طامات ( ص 11 س 12 )
اقوال پراكنده و سخنان بىاصل و پريشان ( آ )
طبر زد ( ص 175 س 2 )
ف . نبات . معرب تبر زد چون بسيار سخت باشد كه بسبب سختى به تبر شكسته شود .
طبق آورد ( ص 293 س 11 )
نام علتى است كه اسب را پيدا مىشود و آن ورمى است كه گرد ناف اسب بهم رسد . ( آ )
طبل به زير گليم زدن ( ص 503 س 8 )
و طبل به گليم كشيدن كنايه از پنهان داشتن امرى كه به غايت آشكارا بود .
طرار ( ص 751 س 4 )
بالفتح و تشديد . ع . حيلهگر و كيسهبر
طراز ( ص 515 س 14 )
نام شهريست در تركستان و جامه و آرايش و زينت
طرقوا ( ص 26 س 14 )
دور باش ، راه دهيد ، يكسو شويد .
سنائى فرمايد :
اين همه طمطراق آبوگلست * ور نه آنجا كه محض جان و دل است
چكند طرقوى مشتى خس * طرقوا گوى نور خويشش بس
( حديقهء سنائى بتصحيح مدرس رضوى ص 93 س 6 )
لفظ يسعى بخوان كه اندر نشر * طرقوا گوى مؤمن است بحشر
( همان كتاب ص 92 س 13 )
طشت و خايه ( ص 316 س 9 )
نوعى از بازى كه بيضهء مرغ را خالى كرده از شبنم يا سيماب پر كنند و در طشت نهاده به آفتاب گذارند بيضه برقص مىآيد و كنايه از آسمان و زمين است .
طغرا ( ص 140 س 6 )
بالضم . ع . القابى كه به طرز مخصوص بر سر فرامين به آبطلا يا شنجرف نويسند .
طوبى ( ص 722 س 18 )
نام درختى است در بهشت و مؤنث اطيب
طوبى لهم ( ص 230 س 14 )
اشاره است به آيه 28 سورة الرعد .
الَّذِينَ آمَنُوا
. . .
طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ
.
طور ( ص 754 س 17 )
اشاره به كوه طور سينا محل مناجات موسى عليه السلام .