عقبه ( ص 121 س 19 )
ع . گردنه و راه دشوار .
شيخ عطار گويد :
يوسف توفيق در چاه اوفتاد * عقبهاى دشوار در راه اوفتاد
( منطق الطير - شيخ صنعان ص 3 )
عقيله ( ص 61 س 16 )
پاىبند و مايهء گرفتارى .
سنائى گويد :
عقل را خواهى اگر تا در عقليهت نفكند * گوش گيرش در دبيرستان الرحمن برآر
مولوى گويد :
بن هر بيخ و گياهى خورد از رزق الهى * همه وسواس و عقيله دل بيمار تو دارد
« استاد محترم جناب آقاى مدرس رضوى اين شواهد را بدست آوردهاند :
عقل را از عقيله بازشناس * نبود همچو فربهى آماس
حالشان از براى حيلهء ماست * عقلشان از پى عقيلهء ماست
حديقهء سنايى طبع طهران - مدرس رضوى ص 298 س 8 ص 384 س 26 )
( نقل از معارف بهاء ولد باهتمام بديع الزمان فروزانفر )
عكاشه ( ص 725 س 15 )
عكاشه بن محصن . . اسدى مكنى به ابو محصن از فضلاء و بزرگان صحابهء حضرت رسول ( ص ) و از مهاجران بود و در غزوهء بدر و ديگر جنگها در ركاب پيغمبر بود و در جنگ با اهل رده بقتل رسيد . ( از اسد الغابه )
علالا ( ص 760 س 12 )
بفتح . شور و غوغا .
عمر تو چون اول افسانهاى * هر چه همىبود نبود اى غلام
( ص 375 س 7 )
اين بيت شايد يكى از قديمترين مآخذ « يكى بود يكى نبود » باشد كه در آغاز افسانهها مىگويند .
عميا ( ص 748 س 7 )
نابينايى و پوشيدگى و زن نابينا .
عنا ( ص 703 س 1 )
رنج و مشقت .