شش پنج زنان ( ص 499 س 2 )
شش پنج نوعى از قمار و نيز كنايه از معرض تلف و كسى كه هر چه باشد در معرض تلف آرد و آن را شش پنج زن و شش پنج بازگويند ( بهار عجم )
شطح ( ص 680 س 19 )
و شطحيات . ع . باصطلاح صوفيه چيزهاى مخالف ظاهر شرع گفتن و كلمات خلاف شريعت بر زبان آوردن .
شعريان ( ص 796 س 8 )
ع . دو شعرى و شعرى ستارهاى روشنست كه بعد از جوزا برآيد .
شغب ( ص 249 س 15 )
شور و غوغا
شغبه ( ص 411 س 7 )
بفتح اول ذليل و خوار ( ف . ن )
شكال ( ص 787 س 10 )
پاىبند ستور
شنگ ( ص 306 س 3 )
شوخ و بىحيا و شوخ و شنگ مرادفاند .
انورى گفته :
گردون نخورد غمت كه شوخ است * گيتى نخرد دمت كه شنگ است
شنيدم كه اشترى گم شد ز كردى در بيابانى . . .
بنور ماه اشتر ديد اندر راه استاده . . . الخ ( ص 832 س 17 )
داستان اعرابى كه شتر گمكردهء خود را در نور ماهتاب پيدا كرد و به شكرگذارى و تمجيد ماه پرداخت قبل از عطار نيز مشهور و معروف بوده است با اين اختلاف كه عطار اعرابى را ( شايد بمناسبت ضرورت شعر ) كرد كرده است « . . . جز آنكه استاد فرخى گفته است در حق ممدوح خود . شعر :
هر چه نگرم قصهء من با كرم او * چون قصهء آن اشتر و ماهست و عرابى
( نقل از مقدمهء حديقهء سنائى چاپ تهران بتصحيح آقاى مدرس رضوى ص 55 )
و در كتاب ربيع الابرار زمخشرى به اين صورت آمده است :
« . . . نظر اعرابى الى القمر حين طلع فابصر به الطريق و قد خاف ان يضل فقال ما عسيت ان اقول فيك ان قلت حسنك اللّه فقد فعل و ان قلت رفعك اللّه فقد فعل . . . »
( نقل از كتاب ربيع الابرار باب دوم فى السماء و الكواكب و . . . ص 21 نسخهء خطى كتابخانهء مجلس اهدائى آقاى سيد محمد صادق طباطبائى شماره 216 )