سلب ( ص 9 س 13 )
بفتحتين : جامه
نظامى گويد :
« سلبهاى زربفت نادوخته » ( آ )
سلك ( ص 767 س 14 )
بالكسر . رشتهء مرواريد .
سنگ ( ص 90 س 5 )
وقار و وزن و گرانى چيزها را گويند .
فرخى گفته :
اى هوا يافته از طبع لطيف تو مثال * وى زمين يافته از حلم گران سنگ تو سنگ
سواد الوجه ( ص 593 س 2 )
اشاره است به حديث :
الفقر سواد الوجه فى الدارين .
سها ( ص 720 س 7 )
بضم اول . ع . ستارهايست باريك در بنات النعش
شب را ز تيغ صبحدم خونست عمدا ريخته * اينك ببين خون شفق در طشت مينا ريخته ( ص 573 س 12 )
اين غزل را عطار در اقتفاى خاقانى گفته است :
در كام صبح از ناف شب مشكست عمدا ريخته * گردون هزاران نرگسه از سقف مينا ريخته
شبرنگ ( ص 398 س 14 )
اسب خسروپرويز .
شبك ( ص 575 س 1 )
بفتحتين . ع . دام صياد .
شبهى ( ص 770 س 1 )
شبه . ف . سنگى است سياه براق و شفاف و كمبها در نرمى و سبكى مانند كهربا .
حكيم فردوسى گفته :
شبى چون شبه روى شسته بقير * نه بهرام پيدا نه كيوان نه تير
شره ( 783 س 11 )
حرص و آز