تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 876

مساهمون:

ص٨٧٦
ديوانه‌ايم باشد بر ما لباس زندان * زنجير گردن ماست زنجيرهء گريبان
زند ( ص 758 س 8 ) بالفتح . ع . بند دست ( آ ) زند ( ص 758 س 16 ) كتاب زرتشت كه بزعم پارسيان از آسمان نازل شده ز نعلين شو جدا ( ص 704 س 5 ) اشاره است به آيه 12 سورة طه :
إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ . . .
زنگ ( ص 240 س 2 ) . . . ديگر بمعنى شعاع نيرين است . فرخى گويد :
بكاخش اندر بزم و ببزمش اندر جام * به جامش اندر گلگون ميى به گونهء زنگ
حكيم دقيقى گويد :
دقيقى چار خصلت خوى كردست * بگيتى از همه خوبى و زشتى
لب ياقوت رنگ و نالهء چنگ * مى چون زنگ و دين زردهشتى ( آ )
زهرگيا ( ص 289 س 15 ) بكسر كاف فارسى هر گياه زهردار كه كشنده باشد . سوزنى گفته :
جان افعى زده را نسخهء ترياق دهد * نطق جان‌پرور تو بر ورق زهرگيا ( آ )
زيرميانه ( ص 400 س 17 ) ف . كنايه از ناتوان و زبون مرادف زير از ميانه . مجير الدين بيلقانى گفته :
نامزد غمى ز دهر اى دل خون گرفته هان * زير ميانه خوش‌نشين چون غم تست بيكران
زير از ميانه بمعنى چيز زبون كمتر از حد وسط است . انورى در صفت بدى اسب خود گفته :
اسبى چنان كه دانى زير از ميانه زير * وز كاهلى چنان كه نه سكسك نه رهوار
شيخ عطار گفته :
گرچه امام دين بدم تا كه بدير در شدم * در بن دير خويش را رند زمانه يافتم