دو خواهران ( ص 826 س 2 )
دو ستارهء شعراى شامى و شعراى يمانى
دوستكانى ( ص 171 س 10 )
پياله و شرابى كه با دوست خورند .
دوش زدن ( ص 242 س 6 )
كنايه از برابرى كردن و همچشمى نمودن و تحريض نمودن و اشاره كردن بدوش و متنبه كردن كسى را به قباحتكارى .
نظامى گويد :
سمن كز خواجگى بر گل زدى دوش * غلامان بناگوش از بن گوش
و اين بيت از « خان خالص »
هر رند تنگ مى به سبو دوش نمىزد * ميخانه ازين پيش نظام و نسقى داشت ( آ )
ده مقوله ( ص 725 س 5 )
مقولات عشر كه عبارتند از مقوله يك جوهر و كم و كيف و اين و متى ( الخ )
( از اساس الاقتباس خواجه نصير )
ديار ( ص 314 س 4 )
باشنده و صاحبخانه ( آ ) .
خواجو گويد :
گر تو نهاى يار بگو يار كو * جز تو در اين دايره ديار كو
( امثال و حكم ج 3 ص 1375 ) .
ذباب ( ص 737 س 18 )
مگس و زنبور عسل ( آ )
ذروه ( ص 95 س 20 )
ع . بلندى كوه و بالاى سر كوه .
راتب ( ص 296 س 3 )
راتب خوار و راتبه خوار بمعنى وظيفهخوار .
راح ( ص 331 س 2 )
شراب و شادمانى .
راوقى ( ص 660 س 19 )
شراب و پالونهء شراب كه شراب را با آن صاف كنند .
راهوى ( ص 115 س 13 )
بضم ها و كسر واو نام مقامى از موسيقى .
نظامى گويد :