تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 874

مساهمون:

ص٨٧٤
نكيسا در ترانه جادوى ساخت * پس آنگه اين غزل در راهوى ساخت
انورى نيز گفته :
غزلك‌هاى خود همىخواندم * به نهاوند و راهوى و عراق
رشيدى گفته : رهاوى قول عوامست اصل راهوى است . رباحى ( ص 486 س 10 ) بفتح اول و كسر حا نوعى از كافور است . رحمة للعالمينى ( ص 841 س 8 ) خطاب به پيغمبر است و اشاره است به آيه 107 سورة الانبياء :
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ
. رزمه ( ص 110 س 6 ) جامه و رخت و پشتواره جامه ( ف . ن ) و ضرب شديد . رسته ( ص 46 س 1 ) بفتح اول و ثالث بمعنى صف دكان و خانه است و ظاهرا مخفف راسته است . رسن را هم گذر بر چنبر است ( ص 751 س 12 ) ناگزير باصل برگشتن . رودكى گويد :
زندگانى چه كوته و چه دراز * نه به آخر بمرد بايد باز
هم به چنبر گذار خواهد بود * اين رسن را اگرچه هست دراز
( احوال و اشعار رودكى ج 2 ص 627 ) و اين شعر سنائى :
هست اجل چون چنبر و ما چون رسن برتافته * گرچه باشد بس دراز آيد سوى چنبر رسن
( ديوان سنائى ص 409 س 6 ) رش ( ص 348 س 14 ) بمعنى ارش از سر انگشتان تا آرنج و مسافت ميان دو دست چون آنها را از هم باز كنند . كمال اسماعيل گويد :
بپاى همت عالى اگر بپيمائى * چهار طاق فلك جمله كم ز يك رش باد
رشاش ( ص 348 س 14 ) و رشاشه قطره‌هاى كوچك باران و چكيده‌هاى خون و اشك و آب ( ف . ن ) و بمعنى قطره‌هاى مايعى ديگر كه از ريختن بر زمين در اطراف پراكنده مىگردد .