14
برقع از ماه برانداز امشب * ابرش حسن برون تاز امشب « 1 »
ديده بر راه نهادم همه روز * تا درآيى تو به اعزاز امشب
من و تو هر دو تماميم بهم * هيچكس را مده آواز امشب
كارم انجام نگيرد كه چو دوش * سركشى مىكنى آغاز امشب
گرچه كار تو همه پردهدريست * پرده زين كار مكن باز امشب
تو چو شمعى و جهان از تو چو روز * من چو پروانهء جانباز امشب
همچو پروانه بپاى افتادم * سر ازين بيش ميفراز امشب
عمر من بيش شبى نيست چو شمع * عمر شد چند كنى ناز امشب
نفسى در رخ من خند چو صبح * همچو شمعم چه نهى گاز امشب
بودهام بىتو به صد سوز امروز * چه كنى كشتن من ساز امشب
مرغ دل در قفس سينه ز شوق * مىكند قصد به پرواز امشب
دانه از مرغ دلم بازمگير * كه شد از بانگ تو دمساز امشب
رازم از دم مفكن فاش چو صبح * كه تويى همدم و همراز امشب
دل عطار نگر شيشه صفت * سنگ بر شيشه مينداز امشب
15
چه شاهديست كه با ماست در ميان امشب * كه روشنست ز رويش همه جهان امشب « 2 »
نه شمع راست شعاعى نه ماه را تابى * نه زهره راست فروغى در آسمان امشب
ميان مجلس ما صورتى همىتابد * كه آفتاب شد از شرم او نهان امشب
بسى سعادت از اين شب پديد خواهد شد * كه هست مشترى و زهره را قران امشب
شبى خوشست وز اغيار نيست كس بر ما * غنيمتست ملاقات دوستان امشب
هامش
( 1 ) - مج و سل و فر : اين غزل را ندارد
( 2 ) - مج و سل و فر و مه : اين غزل را ندارد