تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 868

مساهمون:

ص٨٦٨
خاشه ( ص 776 س 13 ) بر وزن ماشه خس و خاشاك و ريزه‌هاى چوب و امثال آن خالد ( ص 726 س 13 ) خالد بن وليد مغيرة المخزومى در جاهليه از اشراف قريش بود پس از جنگ موته از طرف حضرت رسالت بلقب سيف اللّه ملقب گرديد و در خلافت عمر به سال 21 هجرى درگذشت ( اسد الغابه ) خانه‌فروشى بزن ( ص 439 س 1 ) خانه‌فروشى كنايه از عرض تجمل و اظهار ثروت است خاقانى گويد :
عشق بگسترد نطع پاى فروكوب هان * خانه‌فروشى مكن آستنى برفشان ( آ )
خجند ( ص 756 س 16 ) بضم خا و فتح جيم و سكون نون و دال مهمله شهرى است از اقليم پنجم به فرغانه بر كنار رود سيحون . خدر ( ص 619 س 11 ) بالكسر و راى مهمله پرده براى دختران در گوشهء خانه و آنچه كه بديدن نيايد . خذلان ( ص 118 س 7 ) ضعف و سستى و بازماندگى و بىبهره‌گى ( ف . ن ) امير معزى گفته :
خسروا هركس كه نصرت خواهد از پيكار تو * زخم پيكان تو نصرت را بر او خذلان كند ( آ )
خرچنگ ( ص 826 س 18 ) بر وزن فرهنگ نام برجى است در آسمان كه به صورت سرطان است ( آ ) خرند ( ص 758 س 14 ) خشتكاره اطراف باغچه و صفه را گويند خسك ( ص 267 س 1 ) ريزهء خس و خار و آهنى كه به شكل سه‌پهلو ساخته در ميدان جنگ ريزند تا پاى پياده و اسب را مجروح كند . نظامى گفته :
خسك بر گذرگاه دين ريختند * دليران خروشيدن انگيختند
خشك‌نانه ( ص 136 س 10 ) نان بىخورش و خالى مولوى گفته :
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 868 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى