چشم زخم به عمل آرند .
سيد حسن غزنوى گفته :
اى سرتاپا به تازگى سرو سهى * از جملهء نيكوان به خوبى تو بهى
بر حسن و جمال بيش مىافزايد * چشمارو را چو خال بر روى نهى
چخيدن ( ص 296 س 6 )
بمعنى : جنگ و ستيز و گفتگو كردن است .
چكاده ( ص 290 س 19 )
بالفتح بمعنى : تارك سر است . و فرق سر و برآمدگى پيشانى
شيخ عطار گفته :
نخستين پيش ميدان شد پياده * قدم غرقه در آهن تا چكاده
چليپا ( ص 141 س 17 )
بر وزن مسيحا چوبى باشد چهار گوشه كه به عقيدهء نصارى حضرت عيسى را بر آن كشيدند و صليب معرب آنست ( آ )
چنبرم ( ص 807 س 15 )
چنبر بر وزن قنبر . ف . محيط دايره را گويند مطلقا چه چنبر دف و چه چنبر افلاك بمعنى چرخ زدن و دوره گشتن و كنايه از مقيد و گرفتار بودن نيز هست .
شيخ عطار بمعنى مقيد و محبوس بودن گفته :
گرچه بسيارى رسنبازى فكرت كردهام * بيش ازين چيزى نمىدانم كه سر در چنبرم
چوبك زن ( ص 128 س 18 )
مهتر و ريش سفيد پاسبانان را گويند چوبك بمعنى چوب خردى است كه پاسبانان بر طبل زنند تا مردم خبردار شوند و طبال را چوبك زن و چوبكى گويند .
فرخى گفته :
باغبانى ببايد آن بت را * با يكى پاسدار چوبك زن
چون ز پى خضر همه سبز رست ( ص 247 س 10 )
« در قصه آمده است كه خضر را براى آن خضر خواندند كه چون به زمين خشك بگذشتى سبز شدى . » ( نقل از قصص الانبياء ص 338 )
چون آفريدى رايگان نه سود كردى نه زيان ( ص 827 س 11 )
اشاره است بدين روايت :
يقول اللّه عز و جل : انما خلقت الخلق ليربحوا على و لم اخلقهم لا ربح عليهم .
و به صورت ذيل جزو سخنان امير المؤمنين على عليه السلام نقل شده است : يقول اللّه