چو بگسست زنجير بىتوش گشت * بيفتاد از آن درد و بىهوش گشت
توفير ( ص 154 س 12 )
بمعنى : افزونى و زيادتى ( ف . ن )
تمام كردن حق كسى و بسيار كردن در اصطلاح هرگاه چيزى را به مبلغى يا مقدارى معين يا مقاطعه كنند و در واقعه حاصل آن چيز زياده بر آنچه مقرر شده باشد آن زيادتى را توفير خوانند .
امير خسرو گويد :
تو ديرزى كه جهان كم كند از آن هر روز * ز عمر خلق كه در عمر تو كند توفير
تيمار ( ص 313 س 18 )
بمعنى : غم خوردن .
فرخى گفته :
تيمار رعيت كشد و انده درويش * كايزد بدهاد او را جز انده و تيمار
تيه ( ص 20 س 3 )
بيابانى كه رونده در آن هلاك شود .
ثانى اثنين ( ص 546 س 10 )
اشاره است به آيه 40 سورة التوبة :
إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ
ثرى ( ص 792 س 1 )
بمعنى : خاك نمناك و ترى و نمى .
ثم على العرش استوى ( ص 702 س 6 )
اشاره است به آيهء 3 سورهء يونس :
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ . . .
ثقبه ( ص 247 س 15 )
سوراخ .
جاثليق ( ص 506 س 13 )
رئيس ترسايان در بلاد اسلام ( آ )
جافى ( ص 635 س 16 )
جوركننده و قرار ناگيرنده بجاى خود ( آ )
جره بازان ( ص 523 س 6 )
بضم و تشديد را . هر جانور نر از چرنده و پرنده عموما و باز نر خصوصا
عثمان مختارى گفته :