تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 862

مساهمون:

ص٨٦٢
تتق ( ص 27 س 16 ) بضمتين . ع . بمعنى : پرده . انورى گفته :
از سياست آسمان بندد تتق * گرچه از انديشه سازى بارگاه ( آ )
تحيات ( ص 222 س 2 ) جمع تحيه بفتح اول و كسر ثانى و تشديد تحتانى مفتوح . ع . بمعنى : سلام گفتن و در اينجا اشاره به رويتى است كه دربارهء تشهد نقل مىكنند . التحيات للّه و الصلوات و الطيبات السلام عليك ايها النبى . . . الخ ( بخارى ج 1 ص 99 مسند احمد ج 1 ص 292 ) مولوى گويد :
در تحيات و سلام الصالحين * مدح جمله انبيا آمد عجين
( نقل از كتاب احاديث مثنوى تأليف بديع الزمان فروزانفر ص 85 ) تخته‌بندى ( ص 627 س 6 ) تخته‌بند نوعى از شكنجه كه دست و پاى كسى را با تخته به بندند تا نتواند حركت كند و بمعنى : محبوس و كسى كه در بند افتاده باشد . ( برهان ) . تخلقوا باخلاقى ( ص 646 س 14 ) اشاره است بدين حديث : تخلقوا باخلاق اللّه و اتصفوا بصفات اللّه . ( مرصاد العباد باهتمام شمس العرفاء ص 175 ) تردامن ( ص 40 س 11 ) ف . كنايه از فاسق و فاجر است . مجير بيلقانى گفته :
تردامنى كه ننگ وجودست گوهرش * دريا نشسته خشك‌لب از دامن ترش
ترنانه ( ص 136 س 10 ) ف . بمعنى : نان‌خورش است يعنى چيزى كه نان را تر كند . مولوى در مثنوى معنوى گفته :
سائلى آمد بسوى خانه‌اى * خشك نانى خواست با ترنانه‌اى ( آ )
تشوير ( ص 815 س 4 ) شرمندگى و انفعال و پريشانى و آشفتگى انورى گويد :
كند لطائف طبع تو بحر را حيران * دهد شمائل حلم تو كوه را تشوير ( آ )