تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 859

مساهمون:

ص٨٥٩
ان قلوب بنى آدم كلها بين اصبعين من اصابع الرحمن كقلب واحد يصرفه حيث يشاء ( صحيح مسلم ج 8 ص 51 ) و اين حديث : قلب المؤمن بين اصبعين من اصابع الرحمن ان شاء لأثبته و ان شاء لأزاغه ( احياء العلوم ج 1 ص 76 ) مولوى فرمايد :
نور غالب ايمن از كسف و غسق * در ميان اصبعين نور حق
در كف حق بهر داد و بهر زين * قلب مؤمن هست بين الاصبعين
( نقل از احاديث مثنوى ) بسمل ( ص 8 س 9 ) ع . ذبح كردن بشوليده ( ص 227 س 1 ) و بشوليدن يعنى : بر هم زدن و پريشان كردن و پريشان شده ( آ ) بلارك ( ص 730 س 15 ) بر وزن تبارك نوعى از پولاد جوهردار كه از آن شمشير كنند و بمعنى جوهر شمشير گفته‌اند :
بلارك چنان تافت از روى تيغ * كه در شب ستاره ز تاريك ميغ
درافشان يكى تيغ چون چشم حور * بلارك بر او تافت چون پر مو ( آ )
بلى ( ص 77 س 1 ) اشاره است به آيه 172 سورة الاعراف :
. . . أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى . . .
بملك فقر آمد افتخارت ( ص 843 س 9 ) اشاره به اين حديث است : الفقر فخرى و به افتخر ( سفينة البحار طبع نجف جلد 2 ص 378 ) مولوى گفته :
فقر فخرى بهر آن آمد سنى * تا ز طماعان گريزم وز غنى
( نقل از احاديث مثنوى ) بوتيمار ( ص 796 س 16 ) نام مرغى است كه بر لب آبها نشيند و آب نخورد و گويند تشنه است و آب نخورد مبادا آب تمام شود و آن را مرغ غم خورك و غصه خورك گفته‌اند . حكيم سنائى گويد :
در هواى صفا چو بوتيمار * دردت ار هست گو صفير مباد