و هم او گفته :
در هواى زمانه مرغى نيست * چمن عشق را چو بوتيمار
بودردا ( ص 726 س 10 )
نام يكى از صحابه است كه دايم به درد دين مشغول بودى و مناقب او بسيار است چنان كه بندگى شيخ سنائى در مناقب او مىفرمايد :
ازين مشتى رياست جوى رعنا هيچ نگشايد * مسلمانى ز سلمان جوى و درد دين ز بودردا ( آ )
ابو دردا عويمر بن عامر . از كبار صحابه و فقهاء برادر خوانده سلمان وفات او را از 31 تا 39 هجرى نوشتهاند ( لغتنامهء دهخدا )
( رجوع شود باحوال ابو الدرداء حلية الاولياء چاپ ليدن ج 1 ص 208 )
بو الفتوح ( ص 115 س 14 )
ظاهرا شاعر و خوانندهاى بسيار خوشآواز بوده است كه سرود و آوازش مشهور و معروف بوده و شنونده را برقص وامىداشته و سرمست مىساخته است .
چنان كه سنائى فرمايد :
حال با شعر فرخى آريم * رقص بر شعر بو الفتوح كنيم
از همت عشق با فتوحم * پابستهء عشق بو الفتوحم
( ديوان سنائى چاپ تهران بتصحيح مدرس رضوى ص 320 و ص 287 )
بوقبيس ( ص 729 س 5 )
ابو قبيس كوهى است در حجاز مشرف به مكه ( معجم البلدان )
به بتر و بد بتر ( ص 126 س 4 و ص 86 س 14 )
مقصود به و بهتر و بد و بدتر است و اشاره بحديثى است از حضرت صادق راجع به خيرين و شرين كه عاقل آنست كه از بين دو خير و دو شر آنكه خيرتر و شرتر است تميز بدهد .
پازند ( ص 758 س 16 )
ترجمه و تفسير كتاب زند و زند نام كتاب زرتشت است .
حكيم ناصر خسرو گفته :
اى خوانده كتاب زند و پازند * زين خواندن زند تا كى و چند ( آ )
پالوده ( ص 588 س 5 )
پالودن بر وزن آسودن . ف . بمعنى : صاف كردن و پاك ساختن و صافشدهء چيزى را پالوده گويند شيخ عطار گويد :
هر آنكه كز جهان رفتى تو بيرون * نخواهد بود حالت از دو بيرون
اگر آلودهاى پالوده گردى * و گر پالودهاى آسوده گردى ( آ )