تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 849

مساهمون:

ص٨٤٩
ما صوفى صفّهء صفاييم * بىخود ز خوديم و از خداييم

15

كى باشد ازين نشيب نمناك * دل خيمهء جان زند بر افلاك « 1 »
بستاند عقل جوهر از جان * بفشاند روح دامن از خاك
وين خيمهء چارطاق ايوان * در حلقهء عاشقان زند چاك
زهرست مزاج چارعنصر * امّيد خلاص ازو چو ترياك
عشقست براق جان درين راه * تن كيست طفيليى بفتراك
آن لحظه كه جان شود خرامان * در هودج كبريا بر افلاك
بر نغمهء ارغنون توحيد * رقاص چو صوفيان چالاك
دست‌اندازان و پاىكوبان * در محفل قدسيان طربناك
از نام و نشان و دل مجرّد * وز هستى و نيستىّ تن پاك
نى از صفت بهيميش و هم * نى از حجب طبيعيش باك
در مرتبهء كمال كلّى * ساكن شده است و خرّم الّاك
در ظل سرادقات الفت * راهى طلبد بسرّ وحدت

16

هرگز بود اى رفيق و الا * وارسته تو از منى و از ما « 2 »
من سايه صفت فتاده بر خاك * فارغ ز كشاكش تمنّا
تو باز گشاده بال همّت * در خوف هواى لا و الّا
هامش
( 1 ) - مم : فقط ابيات اول و دوم و چهارم و ششم و هفتم و نهم و دهم و يازدهم را دارد بقيهء ابيات از ديوان . چ : نقل شده است ( 2 ) - مم : فقط ابيات اول و ششم و هفتم و هشتم و دوازدهم را دارد . بقيهء ابيات از ديوان چ : نقل شده است .
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 849 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى