تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 823

مساهمون:

ص٨٢٣
كسى كه سر كشد از طاعت تو يك‌سرموى * هبا شمر تو نماز وى و هدر روزه
خدايگانا « 1 » شعر لطيف را عطّار * رديف كرد بمدح تو سربه‌سر روزه
منم كه ختم سخن بر منست و زهره كراست « 2 » * كه صد سخن بگشايد بديهه بر روزه
هميشه تا شب و روز است عيد روزى باد * هزار عيدت و عيديت « 3 » باد هر روزه

28

اى حلقهء درگاه تو هفت آسمان سبحانه * وى از تو هم پر هم تهى هر دو جهان سبحانه « 4 »
اى از هويدايى نهان وى از نهانى بس عيان * هم بر كنارى از جهان هم در ميان سبحانه
چرخ آستان درگهت شيران عالم روبهت * حيران بمانده در رهت پير و جوان سبحانه
در كنه تو عقل و بصر هم اعجمى هم بىخبر * جان طفل « 5 » لب از شير تر تن ناتوان سبحانه
در وصف ذاتت بىشكى از صدهزاران صد « 6 » يكى * دانش ندارند اندكى بسيار دان سبحانه
هامش
( 1 ) - م . م : خدايگان را ( 2 ) - فى : كسى را نيست ( 3 ) - م . م : عيدت و عهديست ( 4 ) - مج و فر : اين قصيده را ندارد . سل و مه : دارد . نو : نيز دارد ( 5 ) - مه : طفل و لب ( 6 ) - مه : صدهزاران تا يكى