تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
اگرچه من نگشايم و ليك بگشايد * بيك شكر ز لب خوب « 1 » دادگر روزه
خدايگان فلك قدر آنكه هر رمضان * ز خوان « 2 » او بگشادست قرص خور روزه
سه ماه روزه گرفت « 3 » و ز نور روزهء او * مدام در دو جهان گشت نامور « 4 » روزه
ز بهر روزه شه نه سپهر جشنى ساخت * كه بو كه شه بگشايد بدين قدر روزه
فرشتگان كه ز شوق خداى مىدارند * ميان عرش معظّم ز خواب و خور روزه
اگر چه صايم دهرند ليك بگشايند « 5 » * موافقت را با شاه پرهنر روزه
كسى كه روزه گرفتست از شفاعت او * اگر ز هيچ شمارى توان شمر روزه
اگرچه خشك‌لب افتاد بحر و بر امروز * ز ابر دست تو بگشاد بحر و بر روزه
حسام گوهريت لب ببست و نگشايد * مگر به خون دل خصم بدگهر روزه
چو بام فتح گشادى ز چتر لعل گشاد * هماى چتر تو از دامن ظفر روزه
هامش
( 1 ) - م . م : ز لب خواب ( 2 ) - م . م : ز خون او ( 3 ) - م . م : روزه گرفته و : نور ذره او ( 4 ) - م . م : گشت و نامور ( 5 ) - م . م : نگشايند