تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 821

مساهمون:

ص٨٢١
ز ماه « 1 » روزه چو كاهى شد اى پسر ماهت * چگونه ماهى ماهى بود بسر روزه
ترا چو از شكرت بوى شير مىآيد * سپيد شد شكرت همچو شير در روزه
ز لعل پرنمكت بوى خون همىآيد * گشاده‌اى تو به خون دلى مگر روزه
ز روزه تا تو لب چون شكر فروبستى * لبم گشاد « 2 » بخونابهء جگر روزه
ز بس كه جست بصر « 3 » چون هلال روى ترا * تباه كرد به خون مردم بصر روزه
دل از فراق تو در روزهء وصال بماند * بجان تو كه بنگشاد او دگر روزه
اگر سؤال كنم بوسه‌اى جواب دهى * كه بىشكى برود حالى از « 4 » شكر روزه
و گر بشب طلبم « 5 » بوسه‌اى بگويى روز « 6 » * كه كس نداشت بدين شام تا سحر روزه
چو من ز عشق تو بيمار و زار مانده اسير * بيار بوسه و بيمار گو بخور روزه
چو جان رنج‌كش من ز هجر در سفرست * رواست گر بگشايد درين سفر روزه
هامش
( 1 ) - م . م : نه ماه ( 2 ) - م . م : بهم گشاد ( 3 ) - م . م : جست ثمر ( 4 ) - م . م : نبود سالى از لشكر ( 5 ) - م . م : شب طلسم ( 6 ) - فى : بگويى دور
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 821 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى