تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 808

مساهمون:

ص٨٠٨
بىقرارى مىكنم اما چه سازم زانكه من « 1 » * در بُن « 2 » خاشاك دنيا بس عجايب گوهرم
خالقا عطّار را يك قطره بخش « 3 » از بحر قدس * تا بود آن قطره در تنهايى جان ياورم
سرنپيچم از درت گر بند بندم بگسلى * كز ميان جان ز ديرىباز خاك اين « 4 » درم
از عذاب من اگر كار تو « 5 » خواهد گشت راست * حكم حكم تست بنشان در ميان اخگرم
بنده خاك تست و مىدانم كه دست اينت هست « 6 » * گر بباد لا ابالى « 7 » بر دهى خاكسترم
ليكن « 8 » از فضل تو آن زيبد كه دستى بر نهى * پس ازين پستى بعلّيّين رسانى جوهرم « 9 »

24

اگر بمدّت جاويد ذرّه‌هاى جهان * سخن سراى شوندى به صد هزار زبان « 10 »
صفات ذات جهان‌آفرين دهندى شرح * ز صدهزار يكى در نيايدى به بيان
سخن عرض بود اندر عرض كجا گنجد * منزّهى كه برونست از زمان و مكان
هامش
( 1 ) - سل : سازم حيله ز انك . فر : سازم من از آنك ( 2 ) - سل : اندرين خاشاك . فر : در سر خاشاك ( 3 ) - فر : يك قطره‌اى از ( 4 ) - فر : كز ميان جان و ديده خاك راه اين درم . مه : ور دهى خاك مرا بر باد خاك آن درم ( 5 ) - مه : اگر كاريت خواهد گشت ( 6 ) - فر و مه : آنت هست ( 7 ) - سل : لا وبالى ( 8 ) - سل : ليك ( 9 ) - مج : فقط يازده بيت اول اين قصيده را دارد ( 10 ) - مج و سل و فر : اين قصيده را ندارد . مه : دارد
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 808 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى