تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 804

مساهمون:

ص٨٠٤
رويم مكن سياه كه در « 1 » روز رستخيز * ترسم از آنكه بازنداند پيمبرم
گرد رد كنى مرا و اگر درپذيريم * خاك سگان كوى توام بلكه كمترم
فى الحال « 2 » سرخ روى دو عالم شوم به حكم * گر يك نظر كنى تو به روى مزعفرم
تا هست عمر چون سگ اصحاب كهف تو * سر بر دو دست بر سر « 3 » كويت مجاورم
بر خاك درگه تو شفاعتگرى كند * از خون ديده گر سر مويى شود « 4 » ترم
فريادرس مرا كه تو دانى كه عاجزم * و آزاد كن مرا كه تو دانى كه مضطرم
آزاد از گنه كن و از بندگيت نه « 5 » * كز بندگيت خواجگى آمد « 6 » ميسّرم
عطّار بر در تو چو خاكست « 7 » منتظر * يا رب درم مبند كه من خاك آن درم

23

آتش تر مىدمد « 8 » از طبع چون آب ترم * درّ معنى مىچكد از لفظ معنىپرورم « 9 »
هامش
( 1 ) - فر : در آن روز رستخيز ( 2 ) - مه : فىالجمله سرخ ( 3 ) - فر : در كويت ( 4 ) - فر : گر سر يك موى شد ترم ( 5 ) - سل : از گناه كن از بندگيم نه . نو : از بندگيم . فى و مه : آزادم از گناه بكن نه ز بندگيت ( 6 ) - فر : آيد ( 7 ) - سل و نو : چو آن خاك . فر : خاكيست ( 8 ) - فر : مىدهد . نو : مىجهد ( 9 ) - مج و سل و فر و مه : اين قصيده را دارد . فى و نو : نيز دارد
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 804 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى