تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 795

مساهمون:

ص٧٩٥
شيرمردان مرد را اينجا « 1 » * در پس دوكدان « 2 » همىيابم
جملهء خلق را درين دريا * چون نم ناودان همىيابم « 3 »
كوه را تا بكاه بر در او * كمرى بر ميان همىيابم
بر درش سر بريده همچو قلم * عقل بر سر دوان همىيابم
راه او « 4 » از نثار دانهء جان * چون ره كهكشان همىيابم
بر گواهى او دو عالم را * يكدل و يك‌زبان همىيابم
آسمان و زمين و « 5 » مطبخ او * آن كفى « 6 » وين دخان همىيابم
خوان كشيدست دايم و هردم * صد جهان ميهمان همىيابم
خوانده و رانده‌اى چو درماندند « 7 » * كرمش ميزبان همىيابم
بر سر هرچه « 8 » در وجود آورد * حفظ او پاسبان همىيابم
بر همه « 9 » كاينات تا مورى * لطف او مهربان همىيابم
بر سر هر كه « 10 » سر نباخت درو * قهر او قهرمان همىيابم
در عطاهاى دست « 11 » حضرت او * صد جهان بحر و كان همىيابم
بر سر نيستان هست‌نماى * دست او دُرفشان همىيابم
زرد رويان درگه او را * روى چون ارغوان همىيابم
در تماشاى او كه اوست همه * دو جهان كامران همىيابم
هر كه سودى طلب كند به از او « 12 » * همه كارش زيان همىيابم
گرچه توفيق كرد « 13 » تكليفش * هم دم هم‌كنان همىيابم
هامش
( 1 ) - مه و نو : آنجا ( 2 ) - مج : كمرى بر ميان همىيابم ( 3 ) - مج : اين بيت و بيت بعد را ندارد ( 4 ) - مه : راه را از ( 5 ) - مه : ز مطبخ او . نو : به مطبخ او ( 6 ) - مه : اين كفى و ان دخان . نو : اين كف و آن دخان ( 7 ) - مه و نو : خوانده و رانده را چو درمانند ( 8 ) - مه : سربه‌سر هرچه ( 9 ) - نو : بر سر كاينات ( 10 ) - مج : بر سر او كه . نو : بر سر آن كه ( 11 ) - نو : در عطاى درست ( 12 ) - مج : كند بر او ( 13 ) - مه : توفيق هست