تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 761

مساهمون:

ص٧٦١
در زير « 1 » چرخ باد هوا ديد « 2 » موج‌زن * چونان كه « 3 » نور ديدهء بينا در اوفتاد
ترسيد دل كه بستهء اين دامگه شود * مردانه پيش صف شد و تنها در اوفتاد
چون عقل راىزن شد و چون علم حيله‌گر « 4 » * بىعقل و علم آمد و شيدا در اوفتاد
احباب ره نداشت بسى رنج راه ديد « 5 » * القصّه حمله كرد و به اعدا در اوفتاد
برهم دريد پردهء اسما « 6 » و خوش برفت * اسما « 7 » چو محو شد بمسمّا در اوفتاد
توفيق حق « 8 » نگر كه چه مردانه جست ازانك « 9 » * زو مردتر بسى دل دانا در اوفتاد
چون در جهان « 10 » غيب فنا گشت در بقا « 11 » * برخاست لا ز پيش به الّا در اوفتاد « 12 »
اسرار ذرّه ذرّه بر او گشت آشكار * بازش نظر بعالم اسما در اوفتاد
چون سرّ ذرّه نامتناهى « 13 » بديد او * دايم درين طلب بتقاضا در اوفتاد
هامش
( 1 ) - فر : در دير چرخ ( 2 ) - سل : ديده ( 3 ) - سل و فى : چندانكه ( 4 ) - فر و فى : علم گرم‌رو ( 5 ) - سل و فى : راه داشت ( 6 ) - سل : پرده عشاق ( 7 ) - سل : سما چو ( 8 ) - فى : ره نگر ( 9 ) - فى : از آن ( 10 ) - فى : از جهان ( 11 ) - سل و فى : از بقا ( 12 ) - فى : در اينجا اين بيت را كه به نظر الحاقى مىآيد اضافه دارداز غيب بنگريست و همه دردها پديد * خوش خوش سرى نظاره اشيا در اوفتاد( 13 ) - سل : ذرهء متناهى