9
بر « 1 » گذر اى دل غافل كه جهان بر گذرست * كه همه « 2 » كار جهان رنج دل و درد سرست « 3 »
تا تو در ششدرهء نفس فروماندستى « 4 » * مهره كردار دل تنگ تو زير و زبرست
عمر بگذشت و بيك ساعته « 5 » امّيد نماند * همچنان خواجه در انديشهء بوك و مگرست
چند بر بوك و مگر مُهره فروگردانى * كه تو بس مُفلسى و چرخ فلك پاك برست
پرده بر خويش متن « 6 » لعب پس پرده مكن * كه پس پرده نشستىّ و جهان پرده « 7 » درست
رو كم كار جهان گير و جهانگير « 8 » جهان * كه جهان گذران با تو بجان در « 9 » گذرست « 10 »
خاكسارى كه به خوارى به جهان « 11 » ننگرد او * بر سرش خاك كه از خاك بسى خوارترست
چند سايى بهوس تاج تكبّر بر چرخ * كه همه زير زمين تا بزبر تاجورست « 12 »
هامش
( 1 ) - مه : در گذر
( 2 ) - فر : وين همه
( 3 ) - مج : اين قصيده را ندارد . سل و فر و مه :
دارد . فى و نو و مم : نيز دارد
( 4 ) - فر : فرومانده شدى . سل و نو : فرومانده نئى
( 5 ) - مه : بيك ساعت
( 6 ) - مه : پردهء خويش مدر
( 7 ) - سل و نو : كه تو بس پردهنشينى و جهان پرده . مه : كه تو بس پردهنشينى و فلك پرده
( 8 ) - نو : جهانگير مباش
( 9 ) - سل و نو : بجان در كمرست
( 10 ) - فر : اين بيت را ندارد
( 11 ) - مه : كه به خوارى جهان
( 12 ) - مه و نو : تاج سرست