تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤
مى عشقم بچشانىّ و مرا * مست « 1 » گردانى و در كار كشى
گاهم از كفر بدين بازآرى * گاهم از كعبه بخمّار كشى
گاهم از راه يقين دور كنى * گاهم اندر ره اسرار كشى
گه ز مسجد بخرابات برى * گاهم از ميكده در غار كشى
چون ز اسلام منت ننگ آيد * از « 2 » مصلّام به زنّار كشى
چون مرا ننگ ره دين بينى * هر دمم در ره كفّار كشى
بس كه پيران حقيقت‌بين را * اندرين واقعه بر دار كشى
اى دل سوخته گر مرد رهى * خون خورى « 3 » تن زنى و بار كشى
بر اميد گل وصلش شب و روز * همچو گلبن ستم خار كشى
آتش اندر دل ايّام زنى * خاك در ديدهء اغيار كشى
بويى از مجمرهء عشق برى * باده بر چهرهء دلدار كشى
غم معشوق كه شادى دلست * در ره عشق چو عطّاركشى « 4 »

803

چون خط شبرنگ بر « 5 » گلگون كشى * حلقه در گوش مه گردون « 6 » كشى « 7 »
گر ببينى روى خود در خط شده * سركشى و هر زمان افزون كشى
گفته بودى در خط خويشت كشم * تا لباس سركشى بيرون كشى
خطّ تو بر ماه و من در قعر چاه * در خط خويشم ندانم چون كشى
گر بريزى بر زمين خونم رواست * بلكه آن خواهم كه تيغ اكنون كشى
ليك زلفت از درازى بر زمينست « 8 » * خون شود جانم اگر در خون كشى
مىكشى در خاك زلفت تا مرا * هر نفس در بند ديگرگون كشى
هامش
( 1 ) - فى : سست گردانى ( 2 ) - سل : در مصلام ( 3 ) - مج : خورى و تن ( 4 ) - فى و نو : نيز اين غزل را دارد ( 5 ) - مس : در گلگون ( 6 ) - مه : مه و گردون ( 7 ) - مج و سل و فر : اين غزل را ندارد . مه و مس : دارد ( 8 ) - مس : بر رهست
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 644 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى