تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
گر برانند از « 1 » دو عالم باك نيست * هست زين « 2 » هر دو برون ويرانه‌اى « 3 »
زان « 4 » شرابى كان شراب عاشقانست « 5 » * نيست در هر « 6 » دو جهان پيمانه‌اى
گر جهان آتش بگيرد پيش و پس * نيستم آخر كم از پروانه‌اى
خويش بر آتش زنم پروانه‌وار * يا بسوزم يا شوم فرزانه‌اى
شمع جمعم من كه « 7 » هر دم غيب پاك * مىدهد عطّار را پروانه‌اى « 8 »

763

شعله زد شمع جمال او ز دولت‌خانه‌اى * گشت در هر دو جهان هر ذرّه‌اى پروانه‌اى « 9 »
اى عجب هر شعله‌اى از آفتاب روى او * گشت زنجيرى و در هر حلقه‌اى ديوانه‌اى
هر كه با هر « 10 » حلقه در دنيا نيفتاد آشنا * همچو حلقه تا ابد بر در بود بيگانه‌اى
نيك « 11 » در هر حلقه او را باز مىبايد شناخت * ور نه گردد بر تو آن هر حلقه‌اى بتخانه‌اى
در درون چاه و زندانش بدان و انس گير * زانكه نه گلشن بود پيوسته نه كاشانه‌اى
يا اگر هر دم بنوعى نيز بينى آن جمال * تو يقين ميدان « 12 » كه آن گنجيست در ويرانه‌اى
هامش
( 1 ) - مج و سل و مه و فى : گر برانندم ( 2 ) - مه : هست ازين هر دو . مج و فى : هست از هر دو ( 3 ) - مه : كاشانه‌اى ( 4 ) - فر : آن ( 5 ) - فر : شراب عاشقست . فى : نصيب عاشقست ( 6 ) - فر : نيستس در هر جهان ( 7 ) - فى : زانكه هر دم ( 8 ) - فى : نيز اين غزل را دارد ( 9 ) - مج و سل و فر : اين غزل را ندارد . مه و مس : دارد ( 10 ) - مس : با سر حلقه ( 11 ) - مس : ليك در ( 12 ) - مس : يقين دانى
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 609 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى