كاريست پرعجايب « 1 » « 2 » و پوشيده « 3 » كار تو * باريست « 4 » اوفتاده و مشكل بمانده
دُرّى نهفتهاى تو به درياى عشق در * ما از نهيب موج « 5 » بساحل بمانده
جانها « 6 » ز يك شراب الست تو تا بحشر * مست اوفتاده بر سر « 7 » و در گل بمانده
از يك شراب عشق تو بر لوح « 8 » جان ما * نه نقش حق نه صورت باطل بمانده « 9 »
مردان پاكرو ز درازى راه تو * بىزاد و توشه بر سر منزل بمانده
سرگشتگان كوى « 10 » ترا در عتاب تو * وا حسرتا ز « 11 » عشق تو حاصل بمانده
خاك سگان كوى تو عطّار تا ابد * در شرح راه عشق تو مقبل بمانده « 12 »
746
منم از عشق سرگردان بمانده * چو مستى واله و حيران بمانده « 13 »
اميد از جان شيرين برگرفته * جدا از صحبت ياران بمانده
سر و سامان فداى عشق كرده * بدين سان بىسر و سامان بمانده
هامش
( 1 ) - مج و فى و مس : بس عجايب
( 2 ) - سل : عجايب پوشيده
( 3 ) - فر : شوريده
( 4 ) - مج و فى و مس : كاريست
( 5 ) - فى : نهيب همچو بساحل
( 6 ) - مه : جانم . فى :
جانان
( 7 ) - مج و مه : در شب . فى : در سر
( 8 ) - مج : بر اوج جان
( 9 ) - سل :
اين بيت را ندارد
( 10 ) - فر و فى و مس : راه ترا
( 11 ) - سل و فر و فى و مس : تا حشر بار عشق
( 12 ) - فى و مس : نيز اين غزل را دارد
( 13 ) - مج و سل و فر و مه : اين غزل را ندارد . مم : دارد