تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
بگريخته نفس تو از يار ز « 1 » نامردى * چون بار گران ديده از خلق حذر كرده
برخيزى اگر مردى در شيوهء ما آيى « 2 » * تا شيوهء ما بينى در سنگ اثر كرده
يك دُردى دَرد « 3 » ما در عالم رسوايى * صد زاهد خودبين را با دامن تر كرده
در حلقه چو ديدى خود « 4 » دُردى خور « 5 » و مستى كن * وانگاه به بين خود را از حلقه بدر كرده
چون كورى قرّايان عطّار عيان « 6 » ديده * بينايى پير « 7 » خود صد نوع سمر كرده « 8 »

737

اى يك كرشمهء تو صد خون حلال كرده * روى چو آفتابت « 9 » ختم جمال كرده « 10 »
نيكوييى كه هرگز نى روز ديد نى شب « 11 » * هر سال ماه رويت « 12 » با ماه و سال كرده
خورشيد طلعت تو ناگه فكنده عكسى * اجسام خيره « 13 » گشته ارواح حال كرده
هامش
( 1 ) - مج : بنامردى ( 2 ) - فر : برخيز اگر مردى در شيوه ما آويز ( 3 ) - مج : دردى دير ما ( 4 ) - مج : در حلقه نديدى خود . سل : در حلقه دير خود . فر : در حلقهء روى او ( 5 ) - سل : دردىكش و مستى . فر : مى در ده و مستى ( 6 ) - مج : عطار جهان ( 7 ) - مج و مه : سر خود ( 8 ) - مس : نيز اين غزل را دارد ( 9 ) - مس : روى تو تا قيامت ختم ( 10 ) - مج و مه : اين غزل را ندارد ( 11 ) - سل : نيكويى تو هرگز نه روز ديده نه شب . مس : نيكويى كه هرگز نه روز ديد و نه شب ( 12 ) - سل و مس : هر سال ماه و رويت ( 13 ) - سل : جره