تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
داغ « 1 » غم تو دارم ليكن چگونه گويم * مُهرى بدين عظيمى بر سر زبان نهاده
از روى همچو ماهت برگير آستينى * سر چند دارم آخر بر آستان نهاده
عطّار را چو عشقت نقد يقين عطا داد « 2 » * اين ساعتست و جانى دل بر عيان « 3 » نهاده « 4 »

735

اى اشتياق رويت از چشم خواب برده * يك برق عشق جسته صد سدّ « 5 » آب برده « 6 »
بر نطع كامرانى نور رخت بيك دم * دست هزار عذرا از آفتاب برده
چندين هزار عاشق بر روى تو درين ره * در خاك و خون فتاده سر در نقاب برده
اى در غرور دل را داده شراب غفلت * پس دل بده كه او را مست خراب برده
شرمت همىنيامد كاندر چنين مقامى * مردان بسر دويده تو سر بخواب برده
عطّار را درين ره اندر حجاب ره نيست * گرچه دليست او را پى با حجاب برده
هامش
( 1 ) - مج و سل : دل پرغم تو ( 2 ) - مج : عطار است . فى : نقد يقين جان داد ( 3 ) - مج : سر در جهان . سل و نو : اندر ميان ( 4 ) - فى و نو و مس : نيز اين غزل را دارد ( 5 ) - در اصل « صدف برف آب » است . تصحيح قياسى شد ( 6 ) - مج و سل و مه : اين غزل را ندارد