تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
مردان مرد و راه نمايان روزگار * زين پيش بوده‌اند درين روزگار كو
در وادى محبّت و صحراى « 1 » معرفت * مردى تمام پاك‌رو « 2 » و اختيار كو
اندر صف مجاهده يك‌تن ز سروران * بر « 3 » مركب توكّل و تقوى سوار كو
سرگشته مانده‌ايم درين راه بىكران * وز « 4 » سابقان پيشرو آخر غبار كو
عطّار سوى « 5 » گوهر آن بحر موج زن * جز « 6 » در درون سينه ترا رهگذار كو « 7 »

719

دوش درآمد ز درم صبحگاه * حلقهء زلفش زده صف گرد « 8 » ماه
زلف پريشانش « 9 » شكن كرده باز * كرده پريشان شكنش « 10 » صد سپاه
از سر زلفش بدل عاشقان * مژده رسان باد صبا صبحگاه
مست بَرم « 11 » آمد و دُرديم داد * تا دلم از دَرد برآورد آه
گفت رخم بين كه گر از عشق من * توبه كنى توبه بتر از گناه
گفتمش اى جان چكنم تا مرا * زين « 12 » مىنوشين بدهى گاه‌گاه
گفت ز خود فانى مطلق بباش * تا برسى زود بدين « 13 » دستگاه
هامش
( 1 ) - مه : درياى معرفت ( 2 ) - مج و مه : رو اختيار ( 3 ) - سل : در مركب ( 4 ) - سل : وز ساقيان . فر : كز سابقان . مه : از سابقان ( 5 ) - سل : كوى گوهر ( 6 ) - سل و فر : خود در درون . مج : چون در درون ( 7 ) - مس : نيز اين غزل را دارد ( 8 ) - سل و نو : پيش ماه ( 9 ) - مه : پريشان ز شكن ( 10 ) - مه و فى و مس : بشكن . مج و سل و نو : شكن ( 11 ) - مج و سل : مست بدم آمد . نو : مست بودم آمد ( 12 ) - سل و نو : زان مى ( 13 ) - فى : برين
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 572 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى