تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
در وادى غم تو دل مستمند ما * خالى نبود يك نفس از جستجوى تو
بسيار جست و جوى تو كردم كه عاقبت * عمرم رسيد و مىنرسد گفت و گوى تو
از بس كه انتظار تو كردم بروز و شب * عطّار را بسوخت دل از آرزوى تو

715

ذرّه‌اى ناديده گنج روى تو * ره بزد بر ما طلسم موى تو « 1 »
گشت رويم چون نگارستان ز اشك * اى نگارستان جانم روى تو
هست خورشيد رخت زير نقاب * جملهء ذرّات چشماروى تو
در درون چون نافهء آهوى حسن * خون جانها مُشك شد بر بوى تو
شير گردون جامه مىپوشد كبود * از سواد چشم چون آهوى تو
آسمان را چون زمين در حقّه كرد * آرزوى حقّهء لؤلؤى تو
هندويم هندوى زلفت را بجان * گر توان شد هندوى هندوى تو
چون ز چشمت تير باران در رسيد * طاق افتاديم از ابروى تو
نى كه بنموديم صد سحر حلال * در صفات نرگس جادوى تو
خاك خواهم گشت تا بادى مرا * بو كه برساند به خاك كوى تو
نى ز چون من خاك گردى از درت * گر مرا بادى رساند سوى تو
چون كند از تو كسى پهلو تهى * چون همىهستند در پهلوى تو
از كمان عشق بگريز اى فريد * كين كمانى نيست بر بازوى تو

716

اى مرقع پوش در خمّار شو * با مغان مردانه « 2 » اندر كار شو
چند ازين ناموس و تزوير و نفاق « 3 » * توبه كن زين هر سه و دين‌دار « 4 » شو
هامش
( 1 ) - مج و سل و فر و مه : اين غزل را ندارد . مس : دارد ( 2 ) - مج : پيوسته اندر ( 3 ) - مج : تزوير و مغان . سل : تزوير و ناموس و خيال . فر و نو : ناموس و ريا . فى : ناموس و نفاق ( 4 ) - مج : هر سه و بيزار