تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
زان حسين از دار تو منصور شد * كز هزاران تخت بهتر « 1 » دار تو
گر همه آفاق عالم پرگُلست * زان همه گل خوشترم يك خار تو
صد سپه هر لحظه گر ظاهر شود * بر هم اندازم باستظهار تو
مىبچربد بر جهانى خوش‌دلى « 2 » * در دل من ذرّه‌اى تيمار تو
روى گردانيد عطّار از دو كون * در لحد آورد و در ديوار تو
عالمى در هستى خود مانده‌اند * زين جهت شد نيست خود عطّار تو

691

ماييم دل بريده ز پيوند و ناز تو * كوتاه كرده قصّهء زلف دراز تو « 3 »
تا تركتاز هندوى زلف تو ديده‌ام * زنگى دلم ز شادى بىتركتاز تو
هرگز نساخت در ره عشّاق پرده‌اى * كان راست بود تُرك كج‌پرده‌ساز تو
سر در نشيب مانده‌ام از غم چو مست عشق * از شوق زلف عنبرى سرفراز تو
گر بود پيش قامت تو سرو در نماز * آزاد شد ز قامت تو در نماز تو
خطّت كه آفتاب رخت را روان بود * زان خط محققست كه شد نسخ ناز تو
نى نى كه هست خطّ تو سرسبز طوطيى * پرورده است از شكر دلنواز تو
هامش
( 1 ) - فى و مس : خوش‌تر ( 2 ) - مس : دل‌خوشى ( 3 ) - مج و سل و فر و مه : اين غزل را ندارد . مس : دارد