تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١

648

اى روى تو شمع تاج داران * زلف تو طلسم بىقراران « 1 »
اعجوبهء زلف خُرده كارت * اغلوطهء ده بزرگواران « 2 »
از عكس جمال جان‌فزايت * خورشيد و قمر ز شرمساران
در پيش رخت پياده گشته * از بهر سجود شهسواران
چون تو بكمال رخ نمايى * ناقص گردند اختياران
يك‌ذرّه غم تو خوش‌تر آيد * از نقد حضور غم‌گساران
بيكاره بمانده‌اند « 3 » جمله * در شيوهء تو شگرف‌كاران
در راه تو نام و ننگ بازند * از ننگ وجود نامداران
از نرگس تست نيست از مى * مخمورى چشم پرخماران
گر جان بطلسم زلف بردى * بر جان نكنند تيرباران
تو دشمن جان دوستانى * با تو چه كنند « 4 » دوستداران
اندك سوى من « 5 » نگر اگرچه * بسيار شدند خواستاران
تا چند ز گوهر وصالت * نوميد شوند « 6 » اميدواران
در ده مى صاف وصل يك‌بار * تا بازرهند دُردخواران
عطّار ز يك گل وصالت * بلبل گردد بنوبهاران « 7 »

649

اى جگرگوشهء جگر خواران * غم تو مرهم دل‌افگاران « 8 »
دُرد دردت علاج مخموران * دردِ عشقت شفاى بيماران
در بيابان آرزومنديت « 9 » * سر فدا كرده صاحب اسراران
هامش
( 1 ) - فر و مه : اين غزل را ندارد ( 2 ) - سل : به روزگاران ( 3 ) - مج : يكباره نمانده‌اند ( 4 ) - مج : پس جان بكنند ( 5 ) - مج : اندك سر مو نگر ( 6 ) - مج : نوميد شدند ( 7 ) - مس : نيز اين غزل را دارد ( 8 ) - مه : اين غزل را ندارد ( 9 ) - فر : آرزومندان
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 521 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى