تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
بس روز كه در هواى رويت * بگسسته نفس نفس شمرديم « 1 »
بس شب كه چو شمع در فراقت * دل پرآتش « 2 » بروز برديم
اى ساقى جان بيا كه ديريست « 3 » * تا در پى « 4 » نيم جرعه دُرديم
آبى در ده كه اين « 5 » بيابان * در گرمى و تشنگى سپرديم « 6 »
بىروى تو هر ميى كه خورديم * خون گشت و ز روى خود سترديم
عطّار مكن به درد گرمى * چون از دم سرد تو فسرديم « 7 »

617

تا دُردى درد او « 8 » چشيديم * دامن ز دو كون در كشيديم « 9 »
با هم نفسى ز « 10 » درد عشقش « 11 » * در كنج فنا بيارميديم
بر بوى يقين كه بو كه بينيم * زهرى به گمان دل « 12 » چشيديم
گه در طلبش ز دست « 13 » رفتيم * گه در هوسش بسر دويديم
در عالم پرعجايب عشق * آوازهء او « 14 » بسى شنيديم
درمان چه كنيم درد او را * كين درد « 15 » بجان و دل خريديم
عشقش چو بما نمود ما را * صد پرده بيك زمان « 16 » دريديم
نور رخ او چو شعله‌اى زد * خود را ز فروغ آن « 17 » بديديم
ديديم كه ما نه ز « 18 » آب و خاكيم * از هر دو برون رهى گزيديم
چه خاك و چه آب كانچه ماييم * در پردهء غيب ناپديديم
چون پرده ز روى كار برخاست * از خود نه ازو به دو رسيديم
هامش
( 1 ) - فى : بمرديم ( 2 ) - فى و مس : پرآتش دل ( 3 ) - فى و مس : كه ديرست ( 4 ) - فر : تا در غم . مس : كاندر غم ( 5 ) - فى : كه در بيابان ( 6 ) - فر و فى : بمرديم ( 7 ) - فى و مس : نيز اين غزل را دارد ( 8 ) - سل و نو و مس : درد تو ( 9 ) - فر و مه : اين غزل را ندارد ( 10 ) - مج و فى : چو درد ( 11 ) - سل و نو و فى : درد عشقت ( 12 ) - سل و نو : زهر به گمان بسى چشيديم ( 13 ) - نو : بسى كه رفتيم ( 14 ) - نو : آوازهء او ( 15 ) - سل و نو : صدباره بجان و دل ( 16 ) - نو : صد پردهء نيك و بد دريديم ( 17 ) - سل و نو : ز فروغ او ( 18 ) - مج : كه ما نه خاك و آبيم