نه من و نه ما شناسم ذرّهاى * زانكه دايم بىمن و ما مىروم
سالك مُطلق شدم چون آفتاب * لاجرم از سايه تنها مىروم
مرغ عشقم هر زمانى صد جهان * بىپر و بىبال زيبا مىروم
چون همه دانم و ليكن هيچدان * لاجرم « 1 » نادان و دانا « 2 » مىروم
قطرهاى بودم ز دريا آمده * اين زمان با قعر دريا مىروم
در دلم تا « 3 » عشق قدس آرام يافت * من ز دل با جان شيدا مىروم
شرح عشق او « 4 » بگويم با تو راست * گرچه من گنگم كه گويا مىروم
بارگاهى زد ز آدم عشق او * گفت بر يكجا « 5 » به صد جا مىروم
زو بپرسيدند كاخر تا كجا * گفت روزى در بصحرا مىروم
چون هويّت از بطون در پرده بود « 6 » * در هويّت بس هويدا مىروم
گرچه نه پنهانم و نه « 7 » آشكار * هم نهان هم آشكارا مىروم
گر هويدا « 8 » خواهيم پنهان شوم * ور نهان جوييم پيدا مىروم
نه چنينم نه چنان نه هر دوم « 9 » * بل كزين هر دو مبرّا مىروم
چون فريد از خويش يكتا مىرود * هم بسر من فرد و يكتا « 10 » مىروم
597
هر شبى وقت سحر در كوى جانان مىروم * چون ز خود « 11 » نامحرمم از خويش پنهان مىروم « 12 »
چون حجابى « 13 » مشكل آمد عقل و جان در راه « 14 » او * لاجرم در كوى او بىعقل و بىجان مىروم
هامش
( 1 ) - فر : زين سبب
( 2 ) - فر : نادان دانا
( 3 ) - مس : در دل من
( 4 ) - فر : عشق تو
( 5 ) - فى : بر يك تا به صد جا
( 6 ) - مس : پرده داشت
( 7 ) - مس : نى پنهانم و نى
( 8 ) - فى و مس : گر تو پيدا خواهيم
( 9 ) - مس : نى چنين و نى چنانى هر دوم
( 10 ) - فى : هم من و هم فرد يكتا . مس : من هم اكنون فرد و يكتا
( 11 ) - مج : من چو بس نامحرمم . فى : چه بس
( 12 ) - مه : اين غزل را ندارد
( 13 ) - سل و فى : چون حجاب
( 14 ) - سل و فى : در كوى او