تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦

591

چشم از پى آن دارم تا روى تو مىبينم * دل را همه ميل جان با « 1 » سوى تو مىبينم « 2 »
تا جان بودم در تن رو « 3 » از تو نگردانم * زيرا كه حيات جان با روى « 4 » تو مىبينم
بس عاشق سرگردان از عشق تو لب بر جان * آواره ز خان‌ومان بر بوى « 5 » تو مىبينم
از عشق تو نشكيبم گر خوانى و گر رانى * زيرا كه دل افتاده در كوى تو مىبينم
هرجا كه يكى بىدل از عشق تو بىحاصل * سرگشته و بىمنزل سر كوى « 6 » تو مىبينم
آن دل كه بود سركش گشتست اسير عشق * اندر خم چوگانت چون گوى تو مىبينم
گفتم كه مگر كلّى وصل تو بدانستم * صد جان و دل خود را يك موى تو مىبينم
عطّار مگر « 7 » روزى تُركيش بود در سر * كامروز « 8 » بعشق اندر هندوى تو مىبينم

592

دردا كه ز يك همدم آثار نمىبينم * دل‌باز نمىيابم دلدار « 9 » نمىبينم « 10 »
هامش
( 1 ) - مس : از سوى ( 2 ) - مج و سل و مه : اين غزل را ندارد . فر و مس : دارد ( 3 ) - مس : روى از تو ( 4 ) - مس : زيرا كه جنان را من از روى تو ( 5 ) - فر : در كوى ( 6 ) - مس : در كوى ( 7 ) - مس : اگر روزى ( 8 ) - مس : امروز ( 9 ) - فى : دل يار نمىيابم يك يار نمىبينم ( 10 ) - مج و سل و مه : اين غزل را ندارد . فر و فى و مم و مس : دارد
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 476 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى