تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
ور « 1 » شدم خسته و كشته « 2 » كفنى « 3 » نيست مرا * بىگُل روى تو چون لاله بس از خون كفنم
ور شوم سوخته و آب ندارم بر « 4 » لب * صف كشم از مژه و آنگه صف دريا « 5 » شكنم
چون فريد از غم تو سوخته شد نيست عجب * كه « 6 » چو شمع آتش سوزنده دمد از دهنم « 7 »

578

زهره ندارم كه سلامت كنم * چون طمع وصل مدامت كنم « 8 »
گرچه جوابم ندهى اين بسم * چون شنوى تو كه سلامت كنم
چون نتوانم كه بگردت رسم * گرد بگرد در و بامت كنم
مرغ تو حلّاج سزد من كيم * تا هوس حلقهء دامت كنم
خاك شدم تا نفس خويش را * هم نفس جرعهء جامت كنم
گر به حسامم بكشى نقد جان * پيشكش زخم حسامت كنم
نيست مرا دل و گرم صد بود * سوختهء وعدهء خامت كنم
يك شكرت خواسته‌ام گفته‌اى * مىطلبم باز كه وامت كنم
گرچه حلالست ترا خون من * گر ندهى بوسه حرامت كنم
چون همه خوبى جهان وقف تست * گنگ شدم وصف كدامت كنم
خطبهء جانم چو بنام تو رفت * سكّهء تن نيز بنامت كنم
نى كه تنى نيست دو من استخوانست * پيش سگ كوى غلامت كنم
مُشك جهان گر همه عطّار داشت * وقف خط غاليه فامت كنم
هامش
( 1 ) - مج : گر شدم ( 2 ) - فر : كشتهء خسته . مج : گشته و خسته ( 3 ) - مج : خبرى نيست مرا ( 4 ) - سل : در لب ( 5 ) - فر : صف مژگان‌شكنم ( 6 ) - مج : گر چو شمع ( 7 ) - مس : نيز اين غزل را دارد ( 8 ) - مج و سل و فر و مه : اين غزل را ندارد . مس : دارد
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 465 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى