تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
ميم « 1 » در ده تهى دستم چه دارى * كه از خون جگر پُر گشت « 2 » جامم
چه مىخواهى ز جانم اى سمن بر * كه من بىروى تو خسته روانم « 3 »
چون بر جانم زدى شمشير عشقت * تمامم كن « 4 » كه رندى ناتمامم
گهم زاهد همىخوانند و گه رند * من مسكين ندانم تا كدامم
ز ننگ من نگويد نام من كس * چو من مُردم « 5 » چه مرد ننگ و نامم
ز من « 6 » چو شمع تا يك‌ذرّه باقيست * نخواهد بود جز آتش مقامم
مرا جز سوختن كارى دگر نيست * بيا تا خوش بسوزم زانكه « 7 » خامم
دل عطّار مرغى دانه‌چين « 8 » است * دريغ افتد « 9 » چنين مرغى بدامم « 10 »

559

خويش را چند ز انديشه بسر گردانم * وز « 11 » تحيّر دل خود زير و زبر گردانم « 12 »
دل من سوختهء حيرت « 13 » گوناگونست * تا كى از فكرت خود سوخته‌تر گردانم
چون درين راه بيك موى « 14 » خطر نيست مرا * پس چرا خاطر خود گرد خطر گردانم
مىنيايد ز جهان هم‌نفسى در نظرم * گرچه بسيار ز هر سوى نظر گردانم
هامش
( 1 ) - سل و مس : ميى در ده ( 2 ) - فر : پالود جانم ( 3 ) - مج و سل : اين بيت را ندارد ( 4 ) - فر و فى و نو : تمامم كش ( 5 ) - فر : چو من مردى چه ( 6 ) - فر : مرا چون ( 7 ) - فر : زانچه خامم ( 8 ) - فى و نو و مس : دانه جويست ( 9 ) - سل : دريغ آيد . فر : دريغا كين چنين ( 10 ) - فى و نو و مس : نيز اين غزل را دارد ( 11 ) - مس : در تحير ( 12 ) - مج و سل و فر : اين غزل را ندارد . مه و مس : دارد ( 13 ) - مس : آتش گوناگونست ( 14 ) - مه : بيك مور
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 448 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى