تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١

512

تا جمال تو بديدم مست و مدهوش آمدم * عاشق لعل شكربارش گهرپوش آمدم « 1 »
نامهء عشقت بخواندم عاشق دردت شدم * حلقهء زلفت بديدم حلقه در گوش آمدم
سرخ‌رو از چشم بودم پيش ازين از خون دل * زردرو از سبزهء آن چشمهء نوش آمدم
شغبهء آن شكّرستان شكر بار ار شدم * فتنهء آن سُنبلستان بناگوش آمدم
خواب خرگوشم بسى دادى ندانستم و ليك * هم به آخر در جوال خواب خرگوش آمدم
كى بگردانم ز تو از هر جفايى روى از آنك * تو جفا كيش آمدى و من وفا كوش آمدم
عشق تو كاندر ميان جان من شد معتكف * كى فراموشش كنم گر من فراموش آمدم
وصف مىكرد از تو عطّار اندر آفاق جهان * نك سخن ناگفته حالى گنگ و مدهوش آمدم

513

دوش از وثاق دلبرى سرمست بيرون آمدم * هيچم نبود از خود خبر تا بىخبر چون آمدم « 2 »
هامش
( 1 ) - مج و سل و فر و مه : اين غزل را ندارد . مس : دارد ( 2 ) - مج و سل و فر و مه : اين غزل را ندارد . مس و مم : دارد