تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
گفته بودم كه در تو بازم سر * بىتوام ترك سر از آن گفتم
گفتى از دل نگويى اين هرگز * راست گفتى كه من ز جان گفتم
باد بىتو سر زبانم شق * گر من اين از سر زبان گفتم
خواستم ذرّه‌اى وصال از تو * وين سخن هم بامتحان گفتم
در تو نگرفت از هزار يكى * گرچه صد گونه داستان گفتم
چون نشان برده‌اى « 1 » دل عطّار * هر چه گفتم بدان نشان گفتم

501

درياب كه رخت بر نهادم * روى از عالم بدر نهادم « 2 »
هم غصّه به زير پاى « 3 » بردم * هم پاى بر آن زبر نهادم
نايافته وصل جان بدادم * اين نيز بر آن دگر نهادم
درياى غم تو موج مىزد * من « 4 » روى بموج در نهادم
ناگاه به درد « 5 » غرق گشتم * يك گام چو بيشتر نهادم
گفتى سفرى بكن كه در راه * از بهر تو صد خطر نهادم
از خاك در تو بر گرفتم * آن روى كه در سفر نهادم
فرّاشى خاك درگه تو * با جانب چشم تر نهادم
خون خوردن جاودانه بىتو * قسم دل بىخبر نهادم
از خون سرشك من « 6 » گلى شد * هر خشت كه زير سر نهادم
جز نام تو بار « 7 » بر نياورد * هر داغ كه بر جگر نهادم
در آتش دل بتافتم گرم * از هر داغى كه بر نهادم
بس مهر كه از خيال رويت * بر مردمك بصر نهادم
هامش
( 1 ) - مس : نشان كرده‌اى ( 2 ) - مج و سل و مه : اين غزل را ندارد . فر و مم و فى و مس : دارد ( 3 ) - فى : به زير خاك ( 4 ) - فر : چون روى ( 5 ) - مس : ناگاه بموج ( 6 ) - مم : سرشك ما ( 7 ) - مس : ياد برنياورد