تو چو خورشيدى و من چو ذرّهام « 1 » * كى من مسكين سزاوار توام
گفتهاى كمگير جان در عشق من « 2 » * كم گرفتم چون گرفتار توام
گر بخواهى ريخت خونم باك نيست * من درين « 3 » خون ريختن يار توام
جان من در بند صد اندوه باد * گر بجان در بند آزار توام
بر دل و جانم مكن زور اى صنم * كز دل و جان عاشق زار توام
چون پديد آمد رخت از زير زلف « 4 » * تا بديدم ناپديدار توام
زلف مشكين برگشاى « 5 » و برفشان * كز سر زلف تو عطّار توام « 6 »
472
شيفتهء حلقهء گوش توام * سوختهء چشمهء نوش توام « 7 »
ماهرخ با خط و خال منى * دلشدهء بىتن و نوش توام
تُرك منى گوش به من دار از آنك * هندوك حلقه به گوش « 8 » توام
خانه بياراستهام « 9 » چون نگار * منتظر خانهفروش توام
چون دلم از خشم تو آيد به جوش * عاشق خشم تو و جوش توام
خط چه كشى بر « 10 » من غمكش از آنك * مست خط غاليهپوش توام
هوش به من باز كى آيد كه من * تا بابد رفته ز هوش توام
گرچه بگويايى من نيست كس * يك شكرم ده كه خموش توام
چون بگريزى تو ز عطّار از آنك * با تو بهم « 11 » دوش بدوش توام
هامش
( 1 ) - فر و مس : چون ذرهاى
( 2 ) - مج : در عشق و رو
( 3 ) - مج : ازين
( 4 ) - مس :
چون بديدم آن رخت از زير زلف
( 5 ) - فر : برگشا و بر
( 6 ) - مم و مس : نيز اين غزل را دارد
( 7 ) - مج و سل و فر : اين غزل را ندارد . مه و مس : دارد
( 8 ) - مس : هندوى يك حلقه به گوش
( 9 ) - مس : خانه پيراسته همچون
( 10 ) - مس : در من
( 11 ) - مس :
در دو جهان دوش